تبلیغات
عاشقانه عارفانه درددل - بلور رویا
عاشقانه عارفانه درددل

بلور رویا

شنبه 15 مرداد 1390


بلور رویا
ما تكیه داده نرم به بازوی یكدیگر
در روحمان طراوت مهتاب عشق بود
سرهایمان چو شاخه سنگین ز بار و برگ
خامش بر آستانه محراب عشق بود
من همچو موج ابر سپیدی كنار تو
بر گیسویم نشسته گل مریم سپید
هر لحظه میچكید ز مژگان نازكم
بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید
گویی فرشتگان خدا در كنار ما
با دستهای كوچكشان چنگ میزدند
درعطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود
محراب را زپاكی خود رنگ میزدند
پیشانی بلند تو در نور شمع ها
آرام و رام بود چو دریای روشنی
با ساقهای نقره نشانش نشسته بود
در زیر پلكهای تو رویای روشنی
من تشنه صدای تو بودم كه میسرود در گوشم آن
كلام خوش دلنواز را
چون كودكان كه رفته ز خود گوش میكنند
افسانه های كهنه لبریز راز را
آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت
بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ
در سینه قلب روشن محراب می تپید
من شعله ور در آتش آن لحظه درنگ
گفتم خموش آری و همچون نسیم صبح
لرزان و بی قرار وزیدم بسوی تو
اما تو هیچ بودی و دیدم هنوز
در سینه هیچ نیست به جز آرزوی تو                                   ((فروغ فرخزاد))


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها