تبلیغات
عاشقانه عارفانه درددل - مهدی سهیلی
عاشقانه عارفانه درددل

مهدی سهیلی

دوشنبه 7 فروردین 1391

عارف كیست ؟

 

عارف كسی بود كه به شب ای خدا كند
با سوز سینه خسته دلان را دعا كند
با لطف دوست تكیه به تخت غنا زند
بی آنكه دیده بر صله ی پادشا كند
پیچد سر از عنایت سلطان به كبر و ناز
در كوی فقر قامت خدمت دو تا كند
بر پای شاه اگر سر ذلت نهاده است
با شرم تو به سجده ی حق را قضا كند
حكم خدای لم یزلی را به سر نهد
شاید به عهد بسته ی دیرین وفا كند
دست محبتی به سر بی نوا كشد
درد دلی ز راه مروت دوا كند
تا قصر خواجگان نرود از پی نیاز
بر او حرام باد كه كار گدا كند
هر جا كه می رود به دل بی هوس رود
هر كار میكند به رضای خدا كند
با او بگو كه در پی زر از چه می رود
آن كس كه خاك را به نظر كیمیا كند
عارف اگر كه خرقه دهد در بهای می
خود را به چشم اهل نظر بی بها كند
باید به باده ی خانه ی وحدت قدم نهد
گرمست اوست پیر مغان را رها كند
عرفانن نه راه شك كه ره عشق و بندگیست
عارف كجا به غیر خدا التجا كند
گر سالك است بر در منعم چرا رود
ور عارف است بندگی شه چرا كند


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


فهرست وبلاگ
پیوندهای روزانه
آرشیو
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جستجو
آخرین پستها